Posted byadmin on 28th May 2005

کشتی ها داشتند در افق ناپدید می شدند و من روی ساحل ماندم، در دنیای مسوولیت ها و گازهای آتش زا.

ویکنت دو نیم شده، ایتالو کالوینو

Posted byadmin on 25th May 2005

اول وقت
گفت از اول صبح سر کارشون هستن ، اول وقت بهشون سر بزن که کارت سریعتر پیش بره، گفتم ساعت 8 خوبه؟ خندید گفت : ساعت 8 که همه تو ترافیکند دختر خوب ، منظورم 9:30 ، 10 بود!

Posted byadmin on 24th May 2005

The universe does not behave according to our pre-conceived ideas. It continues to surprise us.

Stephen Hawking

Posted byadmin on 24th May 2005

سر ولیعصر منتظر تاکسی ایستاده بودم، یک پراید سفید کمی جلوتر ایستاده بود ، مسافرکش بود راننده اش هم یک خانوم میانسال بود با یک قیافه خسته ، اولش نرفتم سوار بشم ، نمی دونم چرا دلم نمی خواست سوار بشم ، حس نا امنی نبود، فکر کنم بیشتر حس غریبی بود، بعد یاد موضوع صحبت با یک آشنا افتادم :
Women empowerment ! با خودم فکر کردم کارم مسخره است، رفتم سوار شدم، مدل رانندگی خانومه شبیه بقیه مسافرکش ها بود، فقط یک کم لطیف تر!

Posted byadmin on 22nd May 2005

Nobody succeeds beyond his or her wildest expectations unless he or she begins with some wild expectations.

Ralph Charell, American Author

Posted byadmin on 21st May 2005

زندگی فعلا اینجوریاست:
Op Amps for Everyone!

Posted byadmin on 19th May 2005

هزار کو گرت سد ره شوند برو
هزار ره گرت از پی درافکنند مایست

این شعر رو بالای جزوه داداشی دیدم، پسر استادمون برای تقویت روحیه شاگردهاش اینو بالای جزوه شون گذاشته بود…….. دلم برای استادمون تنگ شد ، روحش شاد.

Posted byadmin on 19th May 2005

می دونی کجا نمی خوای بری ، موقع راه رفتن به جای اینکه جلو پاتو نگاه کنی دائم نگاهت به اون طرفه، انقدر ازش می ترسی، متنفری ، وحشت داری که تمام حواست جمع اینه که مسیرت به اونجا ختم نشه، می دونی خوب نیست آدم فقط بدونه کجا نمی خواد بره ، می دونی بالاخره دیر یا زود باید بدونی کجا می خوای بری، می دونی که اگه همینطور ادامه بدی یا تو چاه میفتی یا گم میشی………… می دونی آخرش هم عقربه این قطب نما از جا در می ره و با سر می خوری به دیواری که ازش متنفری!

Posted byadmin on 16th May 2005

1- گاهی اوقات دلت می خواد سرت رو بکوبی به دیوار!
2- آقاهه یه جوری نگاهمون می کرد ، حس می کردی جمله بعدیش اینه که ” شماها از پشت کدوم کوه اومدین؟!”
می خواستم بگم کوه ما خیلی هم از کوه شما دورتر نبوده!
3- وقتی از روی نیمکتهای دانشگاه امیرکبیر بلند می شی انگار تو خاک غلط زدی!

Posted byadmin on 4th May 2005

I was watching stars.


Sound of Silence . All rights reserved.