Posted byadmin on 25th September 2005

زشته استاد شبکه سر کلاس بنويسه pear to pear !

Posted byadmin on 25th September 2005

من اينو از اينجا کش رفتم !

بارانی بايد

همه چيز گاه اگر تيره می نمايد

باز روشن می شود زود

تنها فراموش نکن اين حقيقتی است؛

بارانی بايد، تا که رنگين کمانی برآيد

و ليموهايی ترش، تا که شربتی گوارا

فراهم شود

و گاه روزهايی در زحمت

تا که از ما انسانهايی تواناتر بسازد

خورشيد دوباره خواهد درخشيد،زود

خواهی ديد

Posted byadmin on 24th September 2005

تو اين دانشگاه جديد اختلاف طبقاتي زياده، امروز فهميدم جايي که فکر مي کردم طبقه صفره ، طبقه اوله!

Posted byadmin on 24th September 2005

ما به خودمون مي گفتيم شکوفه فوق لانس ، امروز استاد محترم سر کلاس به ما مي گفت مثل قورباغه هاي دگر ديس يافته هستيد!

Posted byadmin on 23rd September 2005


من يک هديه بامزه گرفتم، يک پاک کن بزرگ براي پاک کردن اشتباهات بزرگ! کاش جدي جدي مي شد اشتباهات بزرگ زندگي رو با يکي از اينا پاک کرد، ولی متاسفانه پاک نشدنيند.

Posted byadmin on 23rd September 2005

تابستون عجيبي بود، برعکس هميشه که حس مي کردم تابستون خيلي زود مي گذره اين يکي انگار يک عمر طول کشيد. مثل يک ليوان نوشيدني بود که ذره ذره سر کشيدم، يک نوشيدني غليظ ولي خوشمزه!

Posted byadmin on 20th September 2005

دانشگاه جديد نزديک خونه مادربزرگه حالا مي تونم بيشتر بهش سر بزنم ، سوزن هاشو براش نخ کنم ……

Posted byadmin on 18th September 2005

برای اونی که از اول شناختم دلم تنگ شده ، برای اونی که الان هست نگرانم . نمی تونم بگم کاش بزرگ نمی شدی ولی کاش زندگی کمی مهربانتر بود.

Posted byadmin on 16th September 2005

زياد درس نخونيها ، علم زيادي جرات آدم را کم مي کنه، ترمز زندگي مي شه…. شنيدن اين جمله از يک فارغ التحصيل شريف برام عجيب بود!

Posted byadmin on 16th September 2005

آخر هفته نرسيدم دوستم را ببينم با خودم فکر کردم کلاسها که شروع شد مي گم بياد دانشگاه همديگر را ببينيم . موقعي که فکر مي کردم بهش بگم يه روز بياد کاملا حواسم به دانشگاه خودمون بود بعدش يادم اومد از اين ترم يه جاي ديگه هستم ، يهو دلم گرفت.


Sound of Silence . All rights reserved.